شيراز، نامي خيال انگيز در افسانه ها آمده است كه شيراز فرزند تهمورس (از پادشاهان سلسله پيشداديان) شهر شيراز را تأسيس كرد و نام خود را بدان بخشيد. به روايتي ديگر، نام اين ديار، "شهرراز" بوده كه به اختصار شهر از و شيراز خوانده شده است.در حالي كه بر اساس تحقيقات "تدسكو" شيراز به معناي مركز انگور خوب است، "ابن حوقل"، جغرافي دان مسلمان قرن چهارم هجري، علت نامگذاري شيراز شباهت اين سرزمين به اندرون شير مي داند، چرا كه به قول او عموما" خواربار نواحي ديگر بدانجا حمل مي شد و از آنجا چيزي به جايي نمي بردند. و بالاخره بنا به نوشته كتاب "صورالاقاليم"، از جهت وجود دام هاي بسيار در دشت شيراز، آنجا را "شيرساز" ناميده اند.باري، بيش از هر چيز نام زيبا و سحرانگيز شيراز كه واژه اي فارسي است، بهترين گواه بر اين باور است كه برخلاف پندار پاره اي از جغرافي دانان مسلمان، تأسيس اين شهر به قرن ها قبل از ورود اسلام به ايران باز مي گردد، شيراز، هم اكنون نيز در محل تقاطع مهمترين راه هاي ارتباطي شمال به جنوب و شرق به غرب كشور است و اين موقعيت در ادوار قبل از اسلام شاخص تر بوده، چرا كه در عهد هخامنشيان، شيراز بر سر راه شوش (پايتخت هخامنشي) به تخت جمشيد و پاسارگاد بوده و در عهد ساسانيان راه ارتباطي شهرهاي بسيار مهمي چون بيشابور و گور با استخر، از جلگه شيراز مي گذشت. در نتيجه مسلم است كه چنين محل حاصلخيز و خوش آب و هوايي كه در تقاطع مسيرهاي مهمي كه برشمرده شد، قرار داشته، هرگز خالي از آبادي و سكنه نبوده است. وجود آثار قديمي مانند قصر ابونصر در حوالي شيراز كه قدمت آن به دوره اشكانيان مي رسد و نقوش برجسته برم دلك، (در چندكيلومتري شرق قصر ابونصر) كه از آثار دوره ساساني است و قلعه بزرگ بندر (فهندر، پهندر، قهندز، كهندژ) در سمت شرق تنگ سعدي و چند نقش برجسته در دهكده گويم در چهار فرسنگي شمال غرب شيراز و همچنين پيدا شدن سكه هايي در ضمن حفاري هاي قصر ابونصر، كه بر آنها با خط پهلوي نام شيراز نقش بسته است، جملگي بر وجود شهر يا بلوكي به نام شيراز، در همين محل در دوران قبل از اسلام دلالت دارد.علاوه بر آنچه گفته شد، كاوش هاي باستان شناسي در تخت جمشيد، به سرپرستي كامرون در سال 1314 ه.ش، به پيدايش خشت نبشته هايي انجاميد كه بر روي چند فقره از آنها نام شيراز مشخص بود. بدين ترتيب مي توان احتمال داد، اين وادي كه در عهد رونق تخت جمشيد، آبادي كوچكي بيش نبوده است، بعد از انهدام پايتخت هخامنشيان، سمندروار از دل خاكستر آن ديار برپا خاسته است.
از نمونه واژه های رايج درشيراز : asiov آسيو = آسياب barikallo باريکلو = بارک الله boro balo برو بالو = برو بالا bovo بو = بابا ، پدر bune بونه = بهانه tarof تارف = تعارف towe توه = تاوه، تابه towidan تويدن = تابيدن capow چپو = چپاول dati داتی = دهاتی atish آتيش= آتش axere sow آخرشو= آخرشب aftov آفتو= آفتاب amu آمو= اما azbe ازب = ازبس که oftidan افتيدن = افتادن egad اقد= اين قدر age اگه= اگر abar اوبر= آن طرف uto اوتو = درآن اطاق ure اور = او را owrak اورک = آورک ، تاب owsar اوسار= افسار owsan اوسن = آبستن owshan اوشن = آويشن ،آبشن utowr اوطو= آن طور owkalle اوکله = آبگوشت کله، کله پاچه owaki اوکی = آبکی owle ru اوله (رو)= آبله (رو) owle mor gun اوله مرغون = آبله مرغون ( مرغان) po sodan پاشدن= بلند شدن uvaxta اووختا= آن وقت ها uvaxtalo اووختال = آن وقت تا به حال ow yari kerdan او ياری کردن = آبياری کردن oy somo ای شم _ آهای ، با شما هستم itow ای طو= اين طور oyne اينه= آينه bad badak بادبادک = بادکنک bad bizan بادبيزن = بادبزن baggele باقله = باقلا balxune بالخونه= بالاخانه bato ب ت= با تو be dune ب دونه = به دانه baa ze ب ز = بهتر از basse بس = بست است، کافی است baaze بض = بعض bakroy بکری = بکرايي (يکی از مرکبات) bun بون= بام paxse پخشه = پشه
شركت مايكروسافت در جديدترين تلاشها براي تقويت خود در مقابل رقيب سرسختي به نام "گوگل"، تلاشهايي جدي براي خريداري شركت "ياهو" آغاز كرده است. به گزارش بخش خبر شبكه فن آوري اطلاعات ايران، از ایرنا، خبر جديد كه سبب افزايش ناگهاني و ۱۸ درصدي ارزش سهام شركت "ياهو" شده است نخستين بار روز جمعه در روزنامه "نيويورك پست" منتشر شد. اين نشريه در شماره روز جمعه خود نوشت كه مسئولان شركت "مايكروسافت" پيشنهاد خريداري شركت "ياهو" با رقم سرسام آور ۵۰ ميليارد دلار را به مقامات اين شركت تحويل دادهاند. نشريه "وال استريت ژورنال" نيز روز جمعه نوشت كه مسئولان هر دو شركت در حال بررسي يكي شدن "ياهو" و "مايكروسافت" هستند اما مذاكرات در اين زمينه هم اكنون در مراحل كاملا ابتدايي است. در اين نشريه همچنين ذكر شده است كه مقامات دو شركت نخستين بار در سال ۲۰۰۶مذاكراتي را در اين زمينه انجام دادند كه آن مذاكرات به هيچ نتيجهاي نرسيده بود. شركت "مايكروسافت" در سالهاي اخير به ويژه در زمينه جلب آگهيهاي اينترنتي كه مهمترين منبع درآمد شركتهاي بزرگ اينترنتي محسوب ميشود، مغلوب رقيب سرسخت خود يعني شركت "گوگل" شده است. شركت "گوگل" خود ماه گذشته شركت بزرگ مديريت تبليغات اينترنتي "دابل كليك" را به قيمت ۳ ميليارد و يكصد ميليون دلار خريداري كرد تا درآمد خود از تبليغات اينترنتي را بيش از پيش افزايش دهد. شركت "گوگل" هم اكنون داراي پركاربرترين موتور جستجوي اينترنت است و ترافيك بسيار سنگين كاربران در سرتاسر جهان به سوي موتور جستجوي اين شركت سبب افزايش درآمد "گوگل" در زمينه تبليغات اينترنتي ارائه شده در لابلاي نتايج جستجوها ميشود. هم اكنون "ياهو" پس از گوگل صاحب دومين موتور جستجوي پركاربر جهان است و "مايكروسافت" در مكان سوم ايستاده است. از سوي ديگر شركت "گوگل" در ماههاي اخير با هدف گرفتن مهمترين منبع درآمد "مايكروسافت"، يعني فروش نرم افزارهاي كاربردي ، اقدام به انتشار اينترنتي و رايگان نرمافزارهايي مشابه مجموعه نرم افزاري "آفيس" شركت مايكروسافت كرده است. هر چند نرم افزارهاي ارائه شده توسط "گوگل" هنوز توانايي رقابت با محصولات مايكروسافت را ندارند اما به هر حال ورود شركتي به بزرگي "گوگل" به بازار نرم افزار ميتواند تهديد جدي براي مايكروسافت محسوب شود. هيچ كدام از مسئولان "مايكروسافت" و "ياهو" هنوز به صورت رسمي به خبر مذاكره اين دو شركت براي يكي شدن واكنش نشان ندادهاند
تاريخچه مختصر رياضيات»-------------------------------------------
انسان اوليه نسبت به اعداد بيگانه بود و شمارش اشياء اطراف خود را به حسب غريزه يعني همانطور كه مثلاً مرغ خانگي تعداد جوجه هايش را مي داند انجام مي داد اما به زودي مجبور شد وسيله شمارش دقيق تري بوجود آورد لذا به كمك انگشتان دست دستگاه شماري پديد آورد كه مبناي آن 60 بود. اين دستگاه شمار كه بسيار پيچيده مي باشد قديمي ترين دستگاه شماري است كه آثاري از آن در كهن ترين مدارك موجود يعني نوشته هاي سومري مشاهده مي شود. سومريها كه تمدنشان مربوط به حدود هزار سال قبل از ميلاد مسيح است در جنوب بين النهرين يعني ناحيه بين دو رود دجله و فرات ساكن بودند. آنها در حدود 2500 سال قبل از ميلاد با امپراطوري سامي عكاد متحد شدند و امپراطوري و تمدن آشوري را پديد آوردند. نخستين دانشمند معروف يوناني طالس ملطلي (639- 548 ق. م.) است كه در پيدايش علوم نقش مهمي به عهده داشت و مي توان وي را موجد علوم فيزيك، نجوم و هندسه دانست. در اوايل قرن ششم ق. م. فيثاغورث (572-500 ق. م.) از اهالي ساموس يونان كم كم رياضيات را بر پايه و اساسي قرار داد و به ايجاد مكتب فلسفي خويش همت گماشت. پس از فيثاغورث بايد از زنون فيلسوف و رياضيدان يوناني كه در 490 ق. م. در ايليا متولد شده است نام ببريم. در اوايل نيمه دوم قرن پنجم بقراط از اهالي كيوس قضاياي متفرق آن زمان را گردآوري كرد و در حقيقت همين قضايا است كه مباني هندسه جديد ما را تشكيل مي دهند. در قرن چهارم قبل از ميلاد افلاطون در باغ آكادموس در آتن مكتبي ايجاد كرد كه نه قرن بعد از او نيز همچنان برپا ماند. اين فيلسوف بزرگ به تكميل منطق كه ركن اساسي رياضيات است همت گماشت و چندي بعد منجم و رياضي دان معاصر وي ادوكس با ايجاد تئوري نسبتها نشان داد كه كميات اندازه نگرفتني كه تا آن زمان در مسير علوم رياضي گودالي حفر كرده بود هيچ چيز غيرعادي ندارد و مي توان مانند ساير اعداد قواعد حساب را در مورد آنها به كار برد. در قرن دوم ق. م. نام تنها رياضي داني كه بيش از همه تجلي داشت ابرخس يا هيپارك بود. اين رياضيدان و منجم بزرگ گامهاي بلند و استادانه اي در علم نجوم برداشت و مثلثات را نيز اختراع كرد. بطلميوس كه به احتمال قوي با امپراطوران بطالسه هيچگونه ارتباطي ندارد در تعقيب افكار هيپارك بسيار كوشيد. در سال 622 م. كه حضرت محمد (ص) از مكه هجرت نمود در واقع آغاز شكفتگي تمدن اسلام بود. در زمان مأمون خليفه عباسي تمدن اسلام به حد اعتلاي خود رسيد به طوري كه از اواسط قرن هشتم تا اواخر قرن يازدهم زبان عربي زبان علمي بين المللي شد. از رياضيدانان بزرگ اسلامي اين دوره يكي خوارزمي مي باشد كه در سال 820 به هنگام خلافت مأمون در بغداد كتاب مشهور الجبر و المقابله را نوشت. ديگر ابوالوفا (998-938) است كه جداول مثلثاتي ذيقيمتي پديد آورد و بالاخره محمد بن هيثم (1039-965) معروف به الحسن را بايد نام برد كه صاحب تأليفات بسياري در رياضيات و نجوم است. قرون وسطي از قرن پنجم تا قرن دوازدهم يكي از دردناكترين ادوار تاريخي اروپاست. عامه مردم در منتهاي فلاكت و بدبختي به سر مي بردند. برجسته ترين نامهايي كه در اين دوره ملاحظه مي نماييم در مرحله اول لئونارد بوناكسي (1220-1170) رياضيدان ايتاليايي است. ديگر نيكلاارسم فرانسوي مي باشد كه بايد او را پيش قدم هندسه تحليلي دانست. در قرون پانزدهم و شانزدهم دانشمندان ايتاليايي و شاگردان آلماني آنها در حساب عددي جبر و مكانيك ترقيات شايان نمودند. در اواخر قرن شانزدهم در فرانسه شخصي به نام فرانسوا ويت (1603-1540م) به پيشرفت علوم رياضي خدمات ارزندهاي نمود. وي يكي از واضعين بزرگ علم جبر و مقابله جديد و در عين حال هندسه دان قابلي بود. كوپرنيك (1543-1473) منجم بزرگ لهستاني در اواسط قرن شانزدهم دركتاب مشهور خود به نام درباره دوران اجسام آسماني منظومه شمسي را اين چنين ارائه داد:
1- مركز منظومه شمسي خورشيد است نه زمين.
2- در حاليكه ماه به گرد زمين مي چرخد سيارات ديگر همراه با خود زمين به گرد خورشيد مي چرخند.
3- زمين در هر 24 ساعت يكبار حول محور خود مي چرخد، نه كره ستاره هاي ثابت.
پس از مرگ كوپرنيك مردي به نام تيكوبراهه در كشور دانمارك متولد شد. وي نشان داد كه حركت سيارات كاملاً با نمايش و تصوير دايره هاي هم مركز وفق نمي دهد. تجزيه و تحليل نتايج نظريه تيكوبراهه به يوهان كپلر كه در سال آخر زندگي براهه دستيار وي بود محول گشت. پس از سالها كار وي به نخستين كشف مهم خود رسيد و چنين يافت كه سيارات در حركت خود به گرد خورشيد يك مدار كاملاً دايره شكل را نمي پيمايند بلكه همه آنها بر روي مدار بيضي شكل حركت مي كنند كه خورشيد نيز در يكي از دو كانون آنها قرار دارد. قرن هفدهم در تاريخ رياضيات قرني عجيب و معجزه آساست. از فعالترين دانشمندان اين قرن كشيشي پاريسي به نام مارن مرسن كه مي توان وي را گرانبها ترين قاصد علمي جهان دانست. در سال 1609 گاليله رياضيات و نجوم را در دانشگاه پادوا در ايتاليا تدريس مي كرد. وي يكي از واضعين مكتب تجربي است. وي قانون سقوط اجسام را به دست آورد و مفهوم شتاب را تعريف كرد. در همان اوقات كه گاليله نخستين دوربين نجومي خود را به سوي آسمان متوجه كرد در 31 مارس 1596 در تورن فرانسه رنه دكارت به دنيا آمد. نام رياضيدان بزرگ سوئيسي «پوب گولدن» را نيز بايد با نهايت افتخار ذكر كرد. شهرت وي بواسطه قضاياي مربوط به اجسام دوار است كه نام او را دارا مي باشد و در كتابي به نام مركزثقل ذكر شده. ديگر از دانشمندان برجسته قرن هفدهم پي ير دوفرما رياضيدان بزرگ فرانسوي است كه يكي از برجسته ترين آثار او تئوري اعداد است كه وي كاملاً بوجود آورنده آن مي باشد. رياضيدان بزرگ ديگري كه در اين قرن به خوبي درخشيد ژيرارد زارك فرانسوي است كه بيشتر به واسطه كارهاي درخشانش در هنر معماري شهرت يافت و بالاخره رياضي دان ديگر فرانسوي يعني روبروال كه بواسطه ترازوي مشهوري كه نام او را همراه دارد همه جا معروف است. در اواسط قرن هفدهم كم كم مقدمات اوليه آناليز عناصر بي نهايت كوچك در تاريكي و ابهام به وجود آمد و رفته رفته سر و صداي آن به گوش مردم رسيد. بدون شك پاسكال همراه با دكارت و فرما يكي از سه رياضيدان بزرگ نيمه اول قرن هفدهم بود و نيز مي توان ارزش او را در علم فيزيك برابر گاليله دانست. در نيمه دوم قرن هفدهم رياضي بطور دقيق دنبال شد. سه نابغه فنا ناپذير اين دوره يعني نيوتن انگليسي، لايب نيتس آلماني و هويگنس هلندي جهان علم را روشن كرده بودند. لايب نيتس در سال 1684 با انتشار مقاله اي درباره حساب عناصر بي نهايت كوچك انقلابي برپا كرد. هوگنس نيز در تكميل ديناميك و مكانيك استدلالي با نيوتن همكاري كرد و عمليات مختلف آنها باعث شد كه ارزش واقعي حساب انتگرال در توسعه علوم دقيقه روشن شود. در قرن هجدهم ديگر تمام طوفانهاي قرن هفدهم فرو نشست و تحولات اين قرن عجيب به يك دوره آرامش مبدل گرديد. دالامبر فرانسوي آناليز رياضي را در مكانيك به كار برد و از روشهاي آن استفاده كرد. كلرو رقيب او در 18 سالگي كتابي به نام تفحصات درباره منحني هاي دو انحنايي انتشار داد و در مدت شانزده سال رساله اي تهيه و به آكادمي علوم تقديم نمود كه شامل مطالب قابل توجهي مخصوصاً در مورد مكانيك آسماني و هندسه بي نهايت كوچكها بود. ديگر لئونارد اويلر رياضيدان بزرگ سوئيسي است كه در 15 آوريل 1707 م. در شهر بال متولد شد و در 17 سپتامبر 1783 م. در روسيه درگذشت. لاگرانژ از جمله بزرگترين رياضيدانان تمام ادوار تاريخ بشر است. مكانيك تحليلي او كه در سال 1788 . عموميت يافت بزرگترين شاهكار وي به شمار مي رود. لاپلاس كه در تدريس رياضي دانشسراي عالي پاريس معاون لاگرانژ بود كتابي تحت عنوان مكانيك آسماني در پنج جلد انتشار داد. گاسپار مونژ اين نابغه دانشمند وقتي كه هنوز بيست سال نداشت شاخه جديد علم هندسه به نام هندسه ترسيمي را بوجود آورد. ژان باتيست فوريه در مسأله انتشار حرارت روش بديع و جالبي اختراع كرد كه يكي از مهمترين مباحث آناليز رياضي گرديد. از ديگر دانشمندان بزرگ اين قرن سيمون دني پوآسون (1840-1781) فرانسوي و شاگرد لاپلاس مي باشد كه اكتشافات مهمي در رياضيات نمود گائوس رياضيدان شهير آلماني تئوري كامل مغناطيس را بوجود آورد. مطالعات او درباره انحناء و ترسيم نقشه ها و نمايش سطوح بر صفحات اصلي و اساسي مي باشد. كوشي فرانسوي كه در سراسر نيمه اول قرن پانزدهم بر ديگر هموطنان برتري داشت با منطق دقيق خود تئوري هاي زيادي از حساب انتگرال را توسعه داد. آبل در سال 1824 ثابت نمود كه صرفنظر از معادلات درجه اول تا درجه چهارم هيچ دستور جبري كه بتواند معادله درجه پنجم را به نتيجه برساند وجود ندارد. گالوا كه در 26 اكتبر 1811 م. در پاريس متولد شد تئوري گروهها را كه قبلاً بوسيله كوشي و لاگرانژ مطالعه شده بود در معادلات جبري به كار برد و گروه جانشيني هر معادله را مشخص كرد. ديگر از دانشمندان بزرگ اين قرن ژنرال پونسله فرانسوي مي باشد كه آثاري همچون «موارد استعمال آناليز در رياضي» و «خواص تصويري اشكال» دارد همچنين لازار كانو فرانسوي كه اكتشافات هندسي او داراي اهميت فوق العاده مي باشد. ميشل شال هندسه مطلق را با بالاترين درجه استادي به بالاترين حد ممكن ترقي داد. در نيمه اول قرن نوزدهم رياضيدان روسي نيكلاس ايوانويچ لوباچوشكي نخستين كشف خود را درباره هندسه غيراقليدسي به جامعه رياضيات و فيزيك قازان تقديم كرد. ادوارد كومرنيز در نتيجه اختراع نوعي از اعداد به نام اعداد ايده آل جايزه رياضيات آكادمي علوم پاريس را از آن خود كرد. در اينجا ذكر نام دانشمنداني نظير شارل وايرشتراس و شارل هرميت كه در مورد توابع بيضوي كشفيات مهمي نمودند ضروري است. ژرژ كانتور رياضيدان آلماني مكه در روسيه تولد يافته بود در ربع آخر قرن نوزدهم با وضع فرضيه مجموعه ها اساس هندسه اقليدسي را در هم كوفت. كانتور مجموعه را به دو صورت زير تعريف كرد:
1- اجتماع اشيايي كه داراي صفت مميزه مشترك باشند هر يك از آن اشياء را عنصر مجموعه مي گويند.
2- اجتماع اشيايي مشخص و متمايز
ولي ابتكاري و تصوري هنري پوانكاره يا غول فكر رياضي آخرين دانشمند جهاني است كه به همه علوم واقف بود. وي در بيست و هفت سالگي بزرگترين اكتشاف خود يعني توابع فوشين را به دنياي دانش تقديم نمود. بعد از پوانكاره رياضيدان سوئدي متياگ لفلر كارهاي او را ادامه داد و سپس رياضيدان نامي فرانسوي اميل پيكارد در اين راه قدم نهاد. در اواخر قرن نوزدهم علم فيزيك رياضي به منتها درجه تكامل خود رسيد و دانش نجوم مكانيك آسماني تكميل گرديد. امروزه رياضيات بيش از پيش در حريم ساير علوم نفوذ كرده و نه فقط علوم نجوم و فيزيك و شيمي تحت انضباط آن درآمده اند بلكه اصولاً رياضيات دانش مطلق و روح علم شده است.
شركت مايكروسافت رايانه تازهاي به نام "سورفيس" با صفحه نمايشگر "لمس پذير" ( (touch-sensitiveعرضه كرده كه شبيه ميز طراحي شده است. اين رايانه به گونهاي طراحي شده كه نيازي به "موس" و صفحه كليد معمول ندارد و كاربران ميتوانند به جاي آن از انگشتان دست خود براي فرمان دادن به آن استفاده كنند. رايانه ميزي "سورفيس" همچنين طوري ساخته شده تا بتواند با گوشيهاي تلفن همراه كه رويش گذاشته ميشوند ارتباط برقرار كند. مايكروسافت ميگويد هدف اصلياش فروش اين رايانه به موسساتي نظير هتل ها، فروشندههاي تلفن و رستورانهاست. اين دستگاه از جمله محصولاتي است كه ادعا ميشود مجهز به فناوري "چند لمسي" ( (multi-touchاست. اين فناوري رايانهها را قادر ميسازد براي اجراي دستورات، از تماس همزمان چند انگشت به جاي موس و صفحه كليد فرمان بگيرند. يكي از نمونههاي پر سروصداي چنين ابزارهايي "آيفون" شركت اپل است كه گفته ميشود ماه ژوئن به بازار ميآيد. شركت هيولت پكارد نيز در زمينه گسترش فناوري چند لمسي فعال است و در اين زمينه انجام تحقيقات علمي را نيز راهبري ميكند. "سورفيس" با صفحه ۷۶سانتيمترياش ( ۳۰اينچ) قرار است بين ۵تا ۱۰ هزار دلار فروخته شود. با اين حال، مايكروسافت گفته است قصد دارد در چند سال آينده نسخههاي ارزان تر اين محصول را براي اسفاده در منازل عرضه كند. مايكروسافت اعلام كرده است كه اين رده محصولات بازاري چند ميليارد دلاري خواهند بود و استفاده از آنها در آينده از روي ميزها و پيشخوان فروشگاه- ها به داخل خانهها گسترش مييابد.
آیا اعتیاد یک بیماری است ؟
متأسفانه بسیاری از افراد جامعه ، اعتیاد به مواد مخدر را معادل جرم دانسته و فرد معتاد را مجرم می دانند. این مسئله که در افراد معتاد به مواد مخدر میزان جرم و جنایت بیشتر از افراد عادی جامعه است شکی وجود ندارد؛ ولیکن هر فرد معتادی مجرم نیست و بسیاری از موارد جرم در افراد معتاد مستقیماً در ارتباط با مشکل تهیه مواد مخدر و نیاز بدنی و روانی ایشان است. در واقع فردی که مصرف مواد مخدر نیازش را برطرف می کند ؛ یک بیمار روانی محسوب می شود. چه افرادی مستعد اعتیاد به مواد مخدر هستند؟
مطالعات مشخص نموده اکثر افرادی که به مصرف مواد مخدر وابستگی جسمی و روانی پیدا می کنند از نظر ژنتیکی مستعد اعتیاد به مواد مخدر هستند و غالباً در نزدیکانشان اعتیاد به مواد مخدر شایع است. البته این مطلب دلیل آن نیست که هر شخصی که در بین نزدیکانش اعتیاد به مواد مخدر وجود ندارد ، از نظر ژنتیکی مستعد ابتلا به بیماری اعتیاد نیست ؛ زیرا اولاً ممکن است نزدیکان شخص از نظر ژنتیک مستعد این مشکل باشند ولی تاکنون این استعداد به ظهور نرسیده و استفاده مواد مخدر را تجربه نکرده باشند ؛ ثانیاً اعتیاد به مواد مخدر فقط در زمینه ژنتیکی نیست و تیپ شخصیتی افراد نیز نقش تعیین کننده دارد. افرادی که شخصیت های خودشیفته ، پرخاشگر و ضد اجتماعی دارند ، مستعد اعتیاد به مواد مخدر هستند ؛ زیرا مصرف مواد مخدر نیازهای روانی ایشان را کاملاً برطرف می کند. از سوی دیگر افرادی با شخصیت های افسرده و اصطلاحاً افراد با شخصیت های زود رنج و احساساتی نیز کاملاً مستعد اعتیاد به مواد مخدر هستند. زیرا در این افراد نیز مصرف مواد مخدر نیازهای درونی و روانی را برطرف می کند. به طور خلاصه می توان گفت هر شخصی می تواند مستعد اعتیاد به مواد مخدر باشد . فرد با استفاده از مواد مخدر در مرتبه اول احساس سرخوشی می کند به گونه ای که احساس می کند نیازهای روانی یا ژنتیکی او را برطرف نموده است . بدین ترتیب از نظر روانی معتاد به مواد مخدر می شود و به مرور با استفاده های مکرر از مواد به آنها وابسته می شود . در این مرحله این شخص ، بیماری است که به مواد مخدر معتاد شده است. اعتیاد به مواد مخدرچیست ؟
اعتیاد به مواد مخدر دارای دو جنبه جسمی و روانی می باشد. منظور ازاعتیاد جسمی آن است که علایمی چون : درد عضلانی ، پرش عضلات ، آب ریزش بینی ، عطسه ، اسهال و استفراغ ، اختلال خواب و... بعد از قطع مصرف مواد مخدر در بیمار بروز می کند که این علائم با گذشت زمان( 7-21 روز ، بسته به نوع ماده مخدر مصرفی) برطرف می شود. در پایان این دوره است که بیمار سم زدایی شده و ترک بدنی انجام داده است . آیا اعتیاد به مواد مخدر قابل درمان است؟
بیماری اعتیاد به مواد مخدر، تقریباً یک بیماری مهلک است که به درمان طولانی نیاز دارد و درمان آن با سم زدایی شروع شده و با ادامه درمان و ایجاد محیطی امن و عاری از فشارهای روانی ، قدم های بعدی درمان برداشته می شود. این اعتقاد که اعتیاد درمان ندارد کاملاً بی اساس و دور از ذهن است. ممکن است درمانِ اعتیاد طولانی مدت و سخت باشد؛ اما امید به درمان و بهبودی ، بسیار بالاست. آیا برای درمان اعتیاد روش های گوناگونی وجود دارد؟
از زمانی که انسان با ماده مخدر آشنا شد و مصرف آن باعث بروز پدیده اعتیاد گردید، درمان های گوناگونی نیز برای برطرف کردن آن به کار گرفته شد که خوشبختانه هر روز نیز این روش های درمان پیشرفته تر و کامل تر می شود. از درمان و ترک کردن در اردوهای معتادان گمنام و درمان با داروی متادون گرفته تا جدیدترین شیوه درمانی که U.R.O.D ( سم زدایی فوق سریع ) است. بیماران ، ترک جسمی را شروع می کنند و همانطور که قبلاً اشاره شد مرحله دوم درمان و یا به عبارتی مرحله تکمیلی آن آغاز می شود که درمانِ قسمت روانی آن است. درمان های روانی چیست و اصول آن بر چه پایه ای استوار است ؟
بیماری اعتیاد علاوه بر این که از نظر جسمی ، فرد را ناتوان و وابسته می کند، یک نوع وابستگی روانی نیز در او ایجاد می کند که حتی در مواقعی که از نظر جسمی هیچ گونه مشکلی ندارد و نیاز جسمانی ندارد هوس و میل به مصرف مواد مخدر در او می تواند دلیلی بر شروع مجدد مصرف شود و اینجاست که نیاز بیمار به درمان های روانی کاملاً احساس می شود. بنابراین باید نگرش و باورهای بیمار به مواد مخدر عوض شده و از نظر روانی ، تنفر و انزجار جایگزین عشق و علاقه به مواد مخدر گردد. در حال حاضر درمان انتخابی و مطمئن روان درمانی فردی، گروه درمانی ، کلاس های آموزشی ، جانشین سازی ، فعالیت های مناسب و تکنیک های آرام سازی جسمی – روانی است . آیا خانواده و محیط بیمار در درمان اعتیاد نقش دارند؟
ایجاد انگیزه در خانواده و همراهان بیمار و این که خانواده چه نقش مهمی در درمان بیمار معتاد دارد، یکی از اهداف مهم درمان اعتیاد است. پس از سم زدایی جسمی ، بیماران احتیاج به حمایت های بسیار مناسب و همه جانبه خانواده دارند که این حمایت شامل حمایت روانی و برخورد صحیح و مناسب با بیمار است. اغلب خانواده ها و مردم ، بیمار معتاد را یک مجرم می دانند و متأسفانه در مسیر تلاش در جهت بهبود بیمار خیلی سریع مأیوس می شوند و به اصطلاح ، بیمار را غیر قابل اصلاح می دانند که این ناامید شدن یکی از بزرگترین علل شکست در سیر درمان است. درحقیقت اعتیاد فقط یک بیماری عصبی – روانی می باشد که احتیاج به درمانی طولانی مدت شامل حمایت های روانی بسیار دقیق از بیماران معتاد دارد که بعد از مرحله سم زدایی ، خانواده باید اغلب رفتار و برخوردهای لازم با بیمار را با توصیه های متخصصین روان پزشک و روان شناس انجام دهند. زیرا کوچکترین حرکت اشتباه در مسیر درمان می تواند باعث شکست و بازگشت مجدد بیماری شود. آیا به راستی اعتیاد قابل درمان است ؟
هم اکنون اعتیاد به مواد مخدر یا سایر مواد روان گردان صرفاً به عنوان یک بیماری مزمن عصبی روانی شناخته می شود که با یک درمان سم زدایی ، مرحله درمان شروع می شود و با روان درمانی برای مدت حداقل شش ماه ؛ شامل شرکت در کلاس های گروه درمانی و مشاوره فردی ، و حمایت بسیار دقیق و کامل خانواده و اطرافیان ، ادامه می یابد . باید توجه داشت زمانی بیمار ترک کامل روانی را انجام می دهد که بعد از سیر درمان ، به طور کامل از مواد مخدر ، به معنای واقعی متنفر شده باشد، اگر بدین صورت مراحل درمان ادامه یابد به طوری که کلیه فعالیت های درمانی بیمار تحت نظارت گروه پزشکی و متخصص و در مراکز ترک اعتیاد معتبر و مجّرب صورت پذیرد، بدون شک اعتیاد درمان می شود و خطر ابتلا و برگشت مجدد بیمار به اعتیاد به حداقل می رسد. بهترین راه درمان اعتیاد به مواد مخدر کدام است؟
جهت درمان بیمار مهمترین مرحله ، تحقیق خانواده و بیمار در جهت یافتن بهترین و موفق ترین مراکز درمانی می باشد که مسلماً برای این منظور باید به مراکز مختلف مراجعه شود و با سیستم درمانی ، آشنایی حاصل ، و اطمینان کامل ایجاد شود به طوری که با تماس مستقیم با بیماران درمان شده ، نظارت بر فعالیت های درمانی مرکز ترک اعتیاد و میزان حمایت از بیماران می توان تا حدود زیادی نسبت به میزان موفقیت ، اعتماد حاصل نمود. در پایان و به طور خلاصه لازم به توضیح است که در درمان اعتیاد باید توجه داشت که آن را فقط یک بیماری مزمن دانست و بیمار باید با حمایت های کامل خانواده ، مرکز ترک اعتیاد و اطرافیان و با امید به روزی که این بیماری در جهان ریشه کن شود و با کمترین فشارهای روانی درمان شود. بـهایی کــه خــانواده یک معتاد باید بپردازند، بسـیار ویرانگر
است. اگر یکی از اعــضاء خـــانــواده در ایـــن زمینه مشکل
داشته باشد، همه اعضای خانواده تحت تاثیر قرار میگیرند.
این مسئله یک مشکل خانوادگی محسوب می شود چون
بـر استــحکام، ثـــبــات، وحدت و سلامت فکری و جسـمی
خانواده تاثیر میگذارد. بچه ها به خصوص بیشتر تحت تاثیر
این مشکل قرار می گیرند.مطمئناً کسی یک شبه از یک فرد عادی به یک معتاد تبدیل نمی شود. این روند مراحل مختلفی دارد. به همراه این پیشرفت اندوهناک، فاکتورهای دیگری نیز وجود دارد که باعث آزار اعضای خانواده می شود. این مراحل و فاکتورها عبارتند از: انکار اعتیاد "بیماری انکار" نامیده می شود، هم برای خود فرد و هم برای خانواده اش. مسائل غیرعادی تبدیل به مسائل عادی می شوند. مشکل معمولاً آنقدر بزرگ است که خانواده یاد می گیرند وانمود کنند که اتفاقی نیفتاده است و طوری رفتار می کنند که انگار هیچ مشکلی متوجه هیچیک از اعضاء خانواده نیست. اعضای خانواده معمولاً در برخورد با اعتیاد یکی از اعضاء وانمود می کنند که، "مشکل آنقدرها هم بزرگ نیست." کار اعضاء خانواده کاملاً جذب رفتار، اخلاق و فعالیت های فرد معتاد می شوند به طوری که دنیایشان فقط حول او می چرخد. این مسئله تا حدی پیش می رود که آنها کار و مسئولیت های سابق خود را کاملاً فراموش می کنند. ترس به خاطر رفتارهای غیر قابل پیش بینی و دمدمی مزاجانه ی فرد معتاد، زندگی خانوادگی مملو از اضطراب و ترس می شود. هیچ کس نمی داند بعداً چه اتفاقی خواهد افتاد اما بنا بر تجربه ای که دارند همه انتظار روی دادن مشکلی دیگر را میکشند. و همین مسئله باعث ایجاد استرس، فشار، و ترس در خانواده ی فرد معتاد می شود. دروغگویی اعضای خانواده معمولاً سعی دارند این مشکل را که برای یکی از اعضاء اتفاق افتاده است، از بقیه مخفی کنند. آنها به بچه ها، فامیل و آشنایان، همسایه ها، طلبکارها، کارفرماها و حتی خودشان دروغ می گویند. تقصیر و گناه اعضای خانواده سعی می کنند هرکدام خود را به نحوی برای اعتیاد آن فرد مقصر و گناهکار بدانند و بهانه های مختلفی بیاورند. آنها تصور می کنند که اگر فلان کار را میکردند یا فلان کار را نمی کردند، اعتیاد او متوقف می شد یا اصلاً ایجاد نمی شد. تنهایی گفتگوها و روابط خانوادگی عمیقاً تحت تاثیر قرار می گیرد. اعضای خانواده دیگر قادر نخواهند بود مثل سابق با هم حرف بزنند، به هم محبت کنند و ... آنها سریعاً یاد میگیرند که، "اعتماد نکن، حرف نزن، احساس نداشته باش". حتی دیگر نمی توانند درمورد مشکل ایجاد شده با هم گفتگو کنند. انتقال وظایف سایر اعضای خانواده مجبور هستند که وظایف و مسئولیت های فرد معتاد را به عهده گیرند، مسئولیت هایی مثل، نقش پدری یا مادری، تعهدات مالی، و کارهای خانه داری. در خانواده هایی که یکی از پدر یا مادر معتاد هستند، فرزند بزرگ خانواده معمولاً جور ان فرد معتاد را می کشد. مشکلات جنسی روابط جنسی به طور کلی در خانواده درهم شکسته می شود. والدین دیگر حتی قادر به صحبت و گفتگو باهم نیستند چه برسد به اینکه باهم هم بستر شوند. بچه ها هم دیگر الگویی برای شکل دادن به روابط جنسی آينده خود ندارند. عدم شرکت در مراسمات خانواده دیگر از قبول دعوت های فامیل و آشنایان را برای مهمانی ها و سایر مراسم های اجتماعی طفره می روند. آنها از این می ترسند که فرد معتاد خانواده باز با رفتارهایش برایشان مشکل آفرینی کند. تغییر عشق اعضای خانواده کم کم از کسی که قبلاً بسیار دوستش می داشتند، متنفر شوند تغییرات شگرفی در احساسات خانواده پدید می آید که به خصوص برای بچه ها توام با احساس گناه خواهد بود. خشم درونی اعضای خانواده سعی می کنند این مشکل غیر قابل کنترل (اعتیاد آن عضو خانواده) را کنترل کنند. اما متاسفانه شکست می خورند و به خاط این شکست از خودشان و دیگران خشمگین می شوند. ناامیدی و خلاء معنوی خشم، آسیب، و شکست های متوالی طی این مدت باعث از بین بردن هرگونه امید، ایمان، و وحدت شده است. اعتیاد نیز مثل هر بیماری کشنده ی دیگر، همه ی جنبه های زندگی را نابود می کند. میل به مجازات اعضای خانواده تمایل زیادی برای مجازات کردن فرد معتاد پیدا می کنند. آنها او را برای اینکه باعث آسیب رسیدن به آنها شده است، مقصر و گناهکار می دانند. معمولاً افراد آسیب دیده خود شروع به آسیب رساندن به دیگران می کنند. حس تاسف فردی همسران، والدین، و بچه های فرد معتاد، معمولاً برای خود احساس غم و اندوه میکنند. اعضای خانواده معمولاً به طور نادرستی تبدیل به "مادر"، "فدایی" یا "مدیر خانواده" میشوند. آنها احساس مسئولیت کامل کرده و برای خود متاسفند. بی اعتمادی همه گیر سالهای متمادی شکسته شدن عهدها و بر هم پاشیده شدن رویاها و آرزوها، باعث ایجاد بی اعتمادی عمیقی برای خود و نسبت به دیگران خواهد شد. معمولاً همه ی آن چیزهایی که تصور می شد برای ترک اعتیاد فرد موثر باشد (مثل ماشین جدید، کار جدید، خانه جدید، و ...) شکست خورد. ناراحتی در برابر تغییر وقتی اعضای خانواده یاد می گیرند که چطور دربرابر این اعتیاد مقاومت کنند و راه زندگی کردن خود را ادامه دهند، معمولاً قبول نمی کنند که خودشان هم در طی این مشکل تاثیر گرفته اند و باید برای خود و بچه ها کمک بگیرند. آموزش اعضای خانواده باید حقیقت این بیماری، تاثیر آن بر روی خودِ فرد معتاد، و تاثیر آن بر روی خانواده را درک کنند. برای آگاهی یافتن درمورد این مسائل تنها راه حل گروه های پشتیبان است که در هر اجتماعی مشغول به فعالیت هستند. تاثيرات اعتياد بر جامعه و خانواده : بیماری خانوادگی بـهایی کــه خــانواده یک معتاد باید بپردازند، بسـیار ویرانگر است. اگر یکی از اعــضاء خـــانــواده در ایـــن زمینه مشکل داشته باشد، همه اعضای خانواده تحت تاثیر قرار میگیرند. این مسئله یک مشکل خانوادگی محسوب می شود چون بـر استــحکام، ثـــبــات، وحدت و سلامت فکری و جسـمی خانواده تاثیر میگذارد. بچه ها به خصوص بیشتر تحت تاثیر این مشکل قرار می گیرند. مقدمه
در هر جامعه اي نيروي فعال و جوان بعنوان يكي از ذخاير و سرمايه هاي آن جامعه محسوب و مطرح ميباشد و در عمل نيز چرخهء فعاليت هاي مختلف پيكره اجتماع بطور مستقيم و غير مستقيم متكي به نيروهاي فوق است كه متاسفانه قشر وسيعي از جوانان و نوجوانان ما اكنون گرفتار اختاپوس اعتياد شده اند كه آنان را در كام خويش فرو مي برد و توان حركت و فكر را از آنان مي گيرد و هستي را از آنها ساقط ميكند .حال سوال اينجاست كه چرا جوانان و نوجوانان ما به اعتياد گرايش پيدا كرده اند و ميل به مصرف اين ماده ء خانمانسوز را دارند ؟ علتها :1- جوانان و نوجوانان بعلت عدم اطلاع از عواقب وخيم و خطرناك اعتياد براي تفريح و خوشگذ راني و لذايذ آني ، موادمخدر را مصرف و با تكرار آن معتاد ميشوند .2- گروهي از جوانان مواد مخدر را وسيله نجات خود از مشكلات دانسته و براي رها شدن از ناراحتي ها و فشار و سختي هاي زندگي مدرن در شهرها بدان پناه مي برند. البته بايد گفت كه گروه ديگري از مردم ممكن است با چنين دشواريهايي روبرو شوند ولي هيچوقت بسراغ اين مواد خطرناك و هستي برانداز نروند.3- از نظر رواني ، معتادين داراي تعادل رواني نبوده و داراي شخصيت تلقين پذير هستند و غالباً از انواع افسردگيها رنج مي برند و احساسات پايداري ندارند و مضطرب و بيقرار هستند و عقده حقارت و خودكم بيني دارند و اعتماد به محيط وآينده ندارند و فشار ناشي از مشكلات اقتصادي مي تواند منشاء بسياري از ناهنجاريهاي اجتماعي باشد ، هر زمان ميزان بهره وري و استفاده افراد از امكانات اجتماعي تنظيم شود و آنها به
سلولهای بنیادیسلولهای بنیادی سلولهای اولیهای هستند که توانائی تبدیل و تمایز به انواع مختلف سلولهای انسانی را دارند و از آنها میتوان در تولید سلولها و نهایتا بافتهای مختلف در بدن انسان استفاده کرد .منابع اصلی سلولهای بنیادی شامل : مغز استخوان، بند ناف و جفت میباشد . امروزه استفاده از این سلولها جهت ترمیم بافتهای آسیب دیده انسانی در حال گسترش است .جالب اینکه سلولهای بنیادی چند پتانسیلی هستند یعنی قابلیت تبدیل به بافتهای مختلف را دارند اعم از بافت عصبی ؛ عضلانی ؛ پوششی و غیره. که این توانائی محور اصلی توجه به سلولهای بنیادی است .مزیت اصلی سلولهای بنیادی بند ناف این است که بسیار اولیه بوده و توان تمایز بالایی دارند.همچنین سلولهای مشتق از مغز استخوان ( BMCs ) توان تمایز بالایی دارند.کاربردهای سلولهای بنیادی· بیماران قلبی: توصیه میشود برای افرادی که در مراحل وخیم بیماری قلبی بوده و در انتظار دریافت قلب پیوندی بهسر میبرند، در کنار تجویز داروهای سرکوبکننده سیستم ایمنی، از روش پیوند سلولهای بندناف بهعنوان یک روش کمکی استفاده کرد. بر این اساس، این ایده در دنیا مطرح شده است که نمونه سلولهای بندناف هر شخص در ابتدای تولد گرفته شود و برای سالهای بعد برای خود فرد ذخیره شود.با این عمل، بیمار شانس بیشتری برای زنده ماندن تا زمان دریافت قلب را خواهد داشت. این روش بهویژه در بیماران کهنسال که سلولهای بنیادی مغز استخوان آنها برای پیوند کافی نیست، از اهمیت بالاتری برخوردار است. از اینرو، امروزه در اغلب کشورها بانکهای ویژهای برای جداسازی و نگهداری سلولهای بنیادی بندناف نوزادان تاسیس شده است. مزیت دیگر این سلولها، نداشتن مشکل دفع پیوند سلولهای بنیادی جنینی است. چراکه از خود فرد اخذ میشوند و در سالهای بعدی زندگی، دوباره به همان شخص تزریق میشوند.· بیماران کبدی: پیوند سلولهای بنیادی علاوه بر بیماران قلبی در سایر بیماران نیز نتایج خوبی را نشان داده است. برای مثال، در حال حاضر اگر بیماری دچار سرطان کبد باشد، جراح مجبور است برای جلوگیری از انتشار سرطان (متاستاز) به بخشهای دیگر بدن، بخش سرطانی کبد را نابود کند. برای این منظور معمولاً طی دو عمل جراحی همزمان، خون ناحیه سرطانی کبد را قطع میکنند تا بافت سرطانی به تدریج نابود شود. در عین حال چون بخش باقیمانده کبد باید بتواند وظایف کل کبد را به عهده گیرد، لازم است تا این اعمال جراحی به نحوی انجام شود که بخش سالم باقیمانده، فرصت تکثیر را پیدا کند و در نهایت عملکرد کبد کامل را ایفا نماید. برای این منظور، حداقل 6 هفته زمان لازم است تا بخش باقیمانده و سالم کبد تکثیر شود. اما پیوند سلولهای بنیادی بخش سالم کبد، این مدت زمان به 2 هفته کاهش مییابد. با این کار نه تنها کبد فرد بیمار در مدت زمان کمتری ترمیم میشود، بلکه با خارج کردن سریعتر بخش سرطانی از بدن، احتمال بروز متاستاز و دستاندازی سرطان به بخشهای دیگر بدن فرد نیز کاهش مییابد.استفاده سلول های بنیادی در cloningیک دودمان سلول بنیادی جمعیتی از سلول ها است که مستمرا تقسیم شده و از بافت های انسان یا دیگر موجودات بدست می آید . محققین برای اهداف درمانی و پژوهشی از سلول های بنیادی جنینی و بالغ استفاده می کنند . Totipotent: این سلول ها توانایی تولید تمام سلول های مورد نیاز یک موجود زنده را داشته و عاقبت آنها مشخص نیست و بر اساس نیاز ، توانایی تبدیل شدن به هر سلولی را دارا می باشند. Pluripotent: انواع بسیار زیادی از سلول ها را تولید می کنند ولی محدودیت داشته و قادر به تولید تمام بافت های مورد نیاز برای توسعه و تکامل جنینی نمی باشند. Multipotent: توانایی آنها محدود به تولید تعداد خاصی از سلول ها به خصوص سلول های اختصاصی یک بافت بوده و تولید سلول های تمایز یافته یک بافت را بر عهده دارند . سلول های بنیادی جنینی : معمولا از بلاستولا بدست می آیند . بلاستولا کره توخالی است که تقریبا از 140 سلول تشکیل می شود و در رحم لانه گزینی خواهد کرد سن بلاستولا حدود 4-5 روز می باشد . سلول های تشکیل دهنده آن به سطح داخلی کره چسبیده(inner cell mass) بوده و همه از نظر ژنتیکی یکسان می باشند . این سلول ها همان سلول های بنیادی جنینی بوده و آغاز کننده تکوین جنین می باشند و پتانسیل تبدیل شدن به هر نوع از بخش های بدن را دارند . برای تهیه یک دودمان سلول های بنیادی جنینی ، یک بلاستولا به سلول های منفرد تقسیم می گردد . هر سلول منفرد همراه با مواد غذایی وفاکتور های رشد در محیط کشت قرار گرفته و شرایط تقسیم شدن برای آن فراهم می آید . این سلول ها تا زمانی که تحت شرایط کنترل شده محیطی همراه با فاکتورهای رشد مناسب برای جلوگیری از تمایز قرار گیرند به تقسیم شدن ادامه می دهند .قدرت تقسیم این سلول ها نا محدود بوده ( دو سال در in vitro) و تقسیم بدون تمایز انجام می دهند . سلول های pluripotent بوده و خاصیت کانی زایی دارند . جهت رشد در in vitro سلول های فیبروبلاست جنین جوجه را به عنوان یک لایه تغذیه کننده نیاز دارند این سلول ها در حیوان آزمایشگاهی در محل تزریق تراتوما ایجاد می کنند. تراتوما شامل عناصر سلولی و مشتق از یک لایه رویشی اولیه بوده و هیچ کدام از بافت های موجود در ان قادر به ایجاد تومور نمی باشند .این سلول ها فاقد G1 check point و G1 restriction point می باشند و فعالیت تلومراز در آنها بالا می باشد . از نظر مارکر های سلولی عامل رونویسی OCT4 را بیان می کنند و فاقد غیر فعال شدن کروموزوم x می باشند . در حال حاضر برای تحقیق اکثر دودمانهای سلولی از جنین موش بدست می آیند . در حال حاضر پژوهشگران در حال بررسی منابع دیگری برای تهیه سلول های بنیادی می باشند : مثل 1- سلول های بنیادی جنینی حاصل از جنین های IVF . 2- سلول های بنیادی جنینی حاصل از therapeutic cloning ( کلونینگ درمانی)دودمان های سلولی بنیادی بالغ : این دودمانها از بافت ای بالغ مثل خون بند ناف ، خون محیطی مغز استخوان و..... بدست می آیند . این سلول ها به تعداد بسیار کم در این بافتها وجود دارند به طوریکه در مغز استخوان این سلول ها به نسبت 15000/1 وجود دارند. تعداد تقسیم آنها محدود بوده (2-3 روز) و یک الی سه ظرفیتی بوده و قدرت plasticity(انعطاف پذیری) محدود دارند . احتیاج به لایه تغذیه کننده نداشته و تراتوما تشکیل نمی دهند. مارکرOCT4 را بیان می کنند و فاقد G1 check point بوده و فعالیت تلومرازی بالا دارند. در اکثر تحقیقاتی که بر روی این نوع سلول ها انجام می شوند از سلول های بنیادی ارگانیزم های مدل استفاده می گردد زیرا بدست آوردن سلول های بنیادی بالغ از انسان نیاز به روشهای جراحی دارد . روش تهیه این نوع سلول ها : سلول های بنیادی از مغز استخوان موش استخراج شده و به محیط کشت منتقل می شوند بعد سلول ها شروع به تقسیم کرده و دودمان سلولی ایجاد می شود . برای تهیه انواع سلول ها این دودمان را در محیط های خاصی می توان کشت داد و سلول های مخصوص آن محیط را بدست آورد . سلول های بنیادی زایای جنینی :منشا این سلول ها ، سلول های زایای جنینی و برجستگی گنادهای جنین 10-5 هفته ای می باشد. سلول های بنیادی در این بافتها به مقدار فراوان وجود داشته و تا مادامی که نیاز نباشد تقسیم نمی شوند . قدرت تقسیم آنها از نظر محدودیت در حد متوسط (70-80 تقسیم) بوده و تقسیم بدون تمایز انجام می دهند . سلول های pluripotent و clonogenic بوده ولی تراتوما ایجاد نمی کنند . شرایط و عوامل محیطی در سرنوشت این سلول ها (هم در in vitro و هم در in vivo) موثر بوده و همانند دو سلول بنیادین قبلی نشانگر OTC4 را بیان و فاقد G1 checkpoint بوده و فعالیت تلومراز در این سلول ها نیز بالا می باشد . در جدول به برخی از معایب و مزایای سلول های بنیادی جنینی و بالغ زیر اشاره شده است سلول های بنیادی بالغ
رشد سلول های بنیادی علاوه بر شرایط محیط کشت به شرایط بستر (matrix) یا micro environment این سلول ها نیز بستگی دارد . یکی از این عوامل سلول های موجود در بستر است که با ایجاد فرورفتگی ها به عنوان آشیانه ای برای لانه گزینی سلول های بنیادی نقش مهمی را ایفا می کنند . ضمنا این سلول ها در کنترل تولید مجدد و خود سازی سلول های بنیادی در in vitro نقس اساسی دارند . این فرورفتگی های بستر به عنوان انکوباتور هایی برای محافظت این سلول ها و جمعیت سلول های بنیادین جنینی عمل می کنند. مکانیسم ملکولی این عوامل و فرورفتگی های بستر در رشد، تکثیر و حفظ سلول های بنیادی به واسطه ترکیبات بیوشیمیایی و عوامل زیر می باشد: 1- ماتریکس خارج سلولی به علت داشتن یک سری پروتئین ها و سوبسترا ها و لیگاندهای مختلف از جمله اینتگرین ها نقش مهمی در هدایت و لانه گزینی سلول های بنیادی در این حفرات دارند . 2- فاکتورها و عوامل مترشحه از سلول های مجاور و همسایه در روند هدایت اختصاصی سلول های بنیادی به یک بافت هدف و اختصاصی نقش کلیدی دارند. 3- تماس سلول- سلول باعث متعهد بودن یک سلول بنیادین در لانه گزینی و رشد و تکثیر آن می شود . 4- فاکتورهای درونی سلول های بنیادی که در لانه گزینی این سلول ها موثرند شامل یک سری پروتئین های تنظیمی ، بیان ژنهای خاص و تغییرات کروموزومی و ساعت زیستی این سلول ها و ....... می باشند . از مهمترین کاربردهای سلول های بنیادی cloning و درمان می باشند . محققین از دو مدل پایه ای برای توسعه دادن درمان با سلول های بنیادی استفاده می کنند : 1- اکثر آزمایشات اولیه با استفاده از سلول های بنیادی کشت شده انجام می شوند . این سلول ها از نمونه های بافتی یا جنینی انسان یا ارگانیزم های مدل بدست می آیند . 2- روش های درمانی ابتدا در حیواناتی مثل موش و رت ، قبل از استفاده در انسان ، انجام می شوند . اکثر روش های درمانی که به کمک سلول های بنیادی انجام می شوند مبتنی بر روش های cloning می باشند در درمان با سلول های بنیادی از سلول هایی استفاده می شود که توسط شخص دیگری اهدا شده اند و این امر احتمال پس زدن سلول ها را توسط فرد گیرنده افزایش می دهد . برای جلوگیری از این پدیده از سلول های بنیادی خودی استفاده می شود ، مثلا به روش های زیر * سلول های بنیادی بالغ سالم از فرد بیمار جمع آوری شده و در آزمایشگاه آنها را برای تولید بافت جدید دستکاری می کنند و این بافت دوباره به بدن فرد بیمار پیوند زده می شود . * therapeutic cloning : سلول های بنیادی جنینی تهیه می شوند که از نظر ژنتیکی با فرد بیمار یکسان می باشند . * دستکاری سلول های بنیادی در درون بدن : مثلا دارویی طراحی می شود که بعضی سلول های بنیادی خاص را وادار می کند تا در بدن بیمار ، عملکرد از دست رفته را باز یابند . در این روش به عمل جراحی و پیوند هیچ نیازی نمی باشد . البته روش های گفته شده تا کنون در مورد انسان به طور قطعی استفاده نشده اند ولی در آینده نزدیک این آزمایشات حتما به ثمر خواهند نشست .پلاستیسیته : سلول ها از مکان اولیه خود به ارگان دیگر مهاجرت کرده و ماهیت سلول های آن بافت یا ارگان را بدست می آورند . این پدیده در سلول های مغز استخوان ( توانایی تبدیل به سلول های کبدی و کلیوی ) و سلول های مغز ( توانایی تبدیل به خون و ماهیچه ) دیده می شود . . در آینده ممکن است بتوان از این خاصیت برای انجام روش های درمانی جدید به کمک سلول های بنیادی ، استفاده کرد . البته هنوز مشخص نشده که آیا این نوع سلول ها واقعا می توانند مانند سلول های طبیعی بافت عمل کنند یا خیر . روش های cloning که بر اساس استفاده از سلول های بنیادی می باشند به طور کلی به دو دسته تقسیم می شوند . 1- therapeutic cloning 2- reproductive cloning بعضی اهداف cloning را می توان به شرح زیر بیان کرد : ** اهداف پزشکی : این هدف سودمند ترین هدف از cloning می باشد . چگونگی استفاده از cloning در پزشکی عبارت است از 1- کلون کردن حیوانات مدل برای بررسی بیماری ها : اکثر چیزی که محققین در مورد بیماری های انسان می دانند از مطالعه حیوانات مدل مثل موش بدست آمده است . اغلب حیوانات مدل مهندسی می شوند تا دچار یک بیماری خاص گردند . ایجاد این حیوانات ترانس ژن زمان بر بوده و نیاز به آزمایش و خطا و چندین نسل تولید مثل دارد . به کمک تکنیک های cloning می توان زمان لازم برای تهیه این حیوانات را کاهش داد . 2- کلون کردن سلول های بنیادی برای تحقیق : سلول های بنیادی اجزاء تشکیل دهنده بدن می باشند که مسئول نمو ، حفظ و ترمیم بدن می باشند . در نتیجه می توان از آنها برای ترمیم ارگانها و بافتهای بیمار یا تخریب شده استفاده کرد . 3- تهیه دارو : حیواناتی مثل گاو و گوسفند و بز برای تولید دارو ها و پروتئین های مفید در پزشکی مهندسی ژنتیک می شوند . در این مورد نیز کلون کردن روشی سریع و جدید برای ایجاد این گونه حیوانات می باشد . ** حمایت از گونه های در خطر و منقرض شده . ** کلون کردن انسان . برای درک بهتر روش های cloning ابتدا باید به شرح تکنیک SCNT (somatic cell nuclear transfer) بپردازیم : SCNT : به معنی انتقال دادن هسته یک سلول سوماتیک به سیتوپلاسم یک تخمک می باشد اما به طور کل به جابه جا کردن هسته دو سلول را SCNT می گویند . SCNT در دوزیستان به راحتی انجام می شود اما در پستانداران به علت اندازه کوچک تخمک این کار مشکل تر می باشد . تخمک پستانداران در متافاز II ، 1/ % تخمک دوزیستان است بنابراین قبل از اینکه SCNT در پستانداران بتواند با موفقیت انجام شود تکنیک هایی لازم است تا با دستکاری تخمک بتوان هسته آن را خارج کرده و تخمک را با یک سلول سوماتیک ترکیب کرد . این تکنیک ها در اواخر دهه 1960 و اوایل 1970 ابداع شدند . روش انجام SCNT بعدا در هنگام توضیح روش های cloning بیشتر شرح داده خواهند شد . در واقع اساس روش های cloning همان SCNT می باشد یعنی پس از انجام SCNT ، عملیات کلونینگ انجام می گیرد . اولین مورد از کلون کردن موفق یک پستاندار توسط SCNT در سال 1981 توسط Hoppe و Illumesee گزارش شد . آنها توسط انتقال هسته یک سلول به سیتوپلاسم یک زیگوت بدون هسته سه موش کلون شده به دست آوردند . در سال 1983 McGrath و Solter با انتقال هسته یک زیگوت به یک زیگوت بدون هسته موش های زنده به دست آوردند . آنها هنگامی که از هسته سلول هایی که در مراحل نموی پیشرفته تری بودند استفاده می کردند ، نتیجه ای بدست نمی آوردند . نتیجه بخصوصی که از این آزمایشات بدست آمد کشف imprinting بود ، بدین معنی که ژن های متفاوتی در هنگام اووژنز و اسپرماتوژنز فعال یا غیر فعال می شوند و نمو صحیح نیاز به مشارکت پیش هسته های نر و ماده با هم دارد . در سال 1986 ، Willadsen به کمک ویروس سندایی سلول های جنین های 8 یا 16 سلولی را با تخمک بدون هسته گوسفند ترکیب کرد و حیوان کاملا سالم بست آورد . روش استفاده از سلول های بنیادی بعدا با موفقیت برای خوک ، موش ، خرگوش و گاو نیز انجام شد . . در سال 1996 ، Campbel و Wilmut ،هسته سلول های یک جنین 9 روزه را به تخمک انتقال دادند . Campbel این سلول ها را وادار کرد تا قبل از ادغام با تخمک بدون هسته وارد مرحله استراحت شوند. از این آزمایشات دو گوسفند سالم بدست آمد . در سال بعد آنها با همان تکنیک ، هسته سلول های کشت شده غدد پستانی بالغ را به تخمک منتقل کردند و بدین ترتیب گوسفند دالی به وجود آمد . پس از دالی به کمک هسته سلول های بالغ حیوانات بسیاری از قبیل موش ، گاو ، خرگوش و خوک و بز نیز کلون شده اند . ناهنجاری های نموی و فیزیولوژیک در بسیاری از جنین های کلون شده مشاهده می شود . چون بسیاری از این ناهنجاری ها وراثتی نیستند ، پس در اثر نقص در همانندسازی کروموزوم ها به وجود نیامده اند بلکه بر اثر برنامه ریزی مجدد (reprogramming) خصوصیات اپی ژنتیک سلول های سوماتیک مخصوصا در ژنهای ایمپرینت شده به وجود می آیند . دو اصل اساسی که از آزمایشات SCNT بدست آمده اند عبارتند از : عدم تغییر ژنوم طی تمایز – توانایی سیتوپلاسم برای reprogramming فعالیت ژنها و هدایت سلول ها به سمت تمایز .Therapeutic cloning: سلول ها بنیادی جنینی را می توان توسط روش مشابهی که برای cloning یک ارگانیزم کامل به کار می رود تهیه کرد. چون این روش استفاده های درمانی زیادی دارد کلونینگ درمانی نامیده می شود . روش انجام به این گونه است که هسته یک سلول تخمک را خارج می کنند ، سلول های خونی تحت شرایطی که باعث redifferentiation می گردد کشت می شوند . این سلول ها توسط پالس الکتریکی یا ویروس سندایی با تخمک بدون هسته ترکیب می شوند . تخمک همانند یک زیگوت تحریک به تقسیم شدن می شود . جنینی که ایجاد می شود از سلول های بنیادی تشکیل شده که از نظر ژنتیکی مشابه سلول های دهنده بافت می باشند .این روش، روش مناسب برای تهیه بافتی است که کاملا با بدن بیمار سازگار است . اکثر سرمایه گذاری در therapeutic cloning بر روی زمینه های زیر متمرکز شده است : تهیه ماهیچه قلبی برای پیوند قلب- تهیه نورون برای درمان فلج – تهیه بافت مغز برای درمان پارکینسون – تهیه سلول های پانکراس برای درمان دیابت – تهیه سلول های کبدی . یکی از مهمترین امتیازات این تکنیک برای تهیه بافت ، تهیه بافتهایی است که توسط فرد گیرنده دفع نمی شوند . از این روش می توان برای تولید یک ارگانیزم کامل نیز استفاده کرد اما هدف اصلی therapeutic cloning تهیه سلول های بنیادی می باشد . دانشمندان امیدوارند با استفاده از سلول های بنیادی و کلون کردن آنها روزی درمان قطعی برای بیماری های قلبی عروقی ، انواع سرطان ، آلزایمر و ............. پیدا کنند . Reproductive cloning (artificial cloning or embryo cloning): در این تکنیک ، یک یا چند سلول بنیادی از یک جنین خارج شده و از آنها برای تولید جنین جدید استفاده می شود . این عمل برای انواع مختلفی از سلول ها انجام شده و در مورد انسان نیز آزمایشات محدودی انجام گرفته است . نحوه انجام : لقاح اسپرم و تخمک در in vitro – تشکیل بلاستولا – ماده ای شیمیایی برای برد استن zona pllucida(منطقه شفاف ) به کار می رود و پس از برداشتن این لایه ، بلاستولا به سلول های مجزا تبدیل می گردد . هرکدام از این سلول ها در ظرف مجزایی قرار گرفته و توسط یک منطقه شفاف مصنوعی پوشیده می شوند . این سلول ها برای تبدیل به جنین ، به رحم منتقل می شوند . در انجام reproductive cloning از SCNT نیز میتوان استفاده کرد بدین معنی که هسته سلول سوماتیک یک فرد به تخمک بدون هسته منتقل شده و این تخمک برای ایجاد جنینی به رحم منتقل می شود . این روش cloning این امکان را فراهم می کند تا تغییرات ژنتیکی دقیقی را به هر حیوانی وارد کرد و حیواناتی با تغییر مورد نظر ایجاد کرد . مثلا در یک آزمایش ژن فاکتورIX انعقاد خون به سلول های یک گوسفند شبیه سازی شده وارد شد و این گوسفند فاکتور IX را در شیر خود ترشح می کرد. مثال ها و کاربرد های دیگر روشهای cloning و SCNT بعدا توضیح داده خواهند شد .ریسک های reproductive cloning: 1- نرخ بالای خطا : نرخ موفقیت در این روش 1/ تا 3 % است یعنی در هر هزار تلاش برای cloning فقط 30 کلون موفق بدست می آید و این پدیده می تواند به یکی از علل زیر باشد : تخمک بدون هسته و هسته انتقال یافته ممکن است سازگار نباشند . تخمکی با هسته انتقال یافته ممکن است به درستی تقسیم و نمو نیابد . کاشتن جنین در رحم مادر جایگزین ممکن است با موفقیت انجام نگیرد . ممکن است حاملگی با شکست روبه رو شود . 2- مشکلات موجود در نمو ثانویه: حیوانات کلون شده در هنگام تولد نسبت به انواع طبیعی اندازه بزرگتری دارند ( (LOS) large offspring syndrome) . این حیوانات اندام ها بزرگ غیر طبیعی دارند و دچار مشکلات تنفسی و گردش خون می شوند . چون وقوع LOS صد در صد نیست نمی توان وقوع آن را به طور حتم پیش بینی کرد . همچنین بعضی کلون های فاقد LOS دارای ناهنجاری کلیوی و مغزی و ناهنجاری سیستم ایمنی می باشند . 3- الگو های غیر طبیعی بیان ژن ها : در جنین های طبیعی ، DNA برای بیان یک سری خاص از ژن ها برنامه ریزی شده است . بعدا در هنگام تمایز سلول های جنینی این برنامه تغییر می یابد . برای هر نوع سلول تمایز یافته این برنامه متفاوت است . در cloning ، هسته انتقال یافته برنامه مشابه با جنین طبیعی را ندارد بنابراین دانشمندان باید به این هسته برنامه جدید بدهند . برنامه ریزی مجدد کامل برای نمو کامل یا نزدیک به کامل ضروری است . 4- تفاوت های تلومری : پس از تقسیم سلول ها ، کروموزوم ها کوتاه تر می شوند زیرا تلومر ها پس از هر بار کپی برداری از DNA کوتاه می شوند . هر چه ارگانیزم پیرتر باشد تلومرهای آن کوتاه تر می باشند زیرا سلول ها بارها و بارها تقسیم شده اند . پس اگر برای کلون کردن از سلول های پیر استفاده شده باشد چه اتفاقی خواهد افتاد ؟ آیا تلومر های کوتاه تاثیری بر نمو خواهند داشت ؟کروموزوم گاو و موش کلون شده از حالت طبیعی طویل تر می باشند . این سلول ها علائم دیگری از جوانی را نیز نشان می دهند و به نظر می رسد که دوره زندگی طولانی تری نسبت سلول های طبیعی داشته باشند . از طرف دیگر کروموزوم های دالی تلومرهای کوتاه تری از حالت طبیعی داشتند ، یعنی سلول ها روند پیری رل سریعتر طی می کردند . هنوز مشخص نیست که چرا طول تلومر در حیوانات مختلف کلون شده متفاوت است و رابطه مشخصی بین طول تلومر و عمر ارگانیزم کلون شده پیدا نشده است . آیا سلول های بنیادی پیوند شده به بدن ، در بدن تومور تشکیل نمی دهند ؟ سلول های بنیادی جنینی برای تقسیم مستمر و غیر متمایز باقی ماندن برنامه ریزی شده اند . برای اینکه به طور موفق بتوان از آنها در درمان استفاده کرد باید آنها را به نوع خاصی از بافت متمایز کرد و سرانجام تقسیم آنها را متوقف ساخت .هر سلول بنیادی جنینی غیر متمایزی که در بدن قرار گرفته می تواند به طور غیر کنترلی تقسیم شده و تومور ایجاد کند . جلوگیری از رشد تومور برای موفقیت در درمان ضروری می باشد . در سلول های بنیادی بالغ و جنینی تنظیم نا مناسب ژن ها می تواند منجر به رشد غیر طبیعی و ایجاد تومور گردد . این نگرانی برای سلول هایی که برای یک دوره زمانی در آزمایشگاه کشت شده اند وجود دارد زیرا آنها ممکن است نحوه تنظیم بیان ژن های خود را از آنچه که در بدن اتفاق می افتد تغییر دهند . بسیاری از بافتها مثل خون به فرایندی تجدیدی شونده که سلول ها را به سمت توقف تقسیم ، تمایز و حتی مرگ پس از یک دوره زمانی خاص ، هدایت می کند ، تکیه دارند . هدایت صحیح به شکل سیگنالهایی است که از سلول های مجاور و از محیط دریافت می شوند . در محیط کشت برای انجام تقسیم ، سلول ها با مایعی تغذیه می شوند که حاوی مواد غذایی و فاکتور های رشد برای فعال شدن ژن های دخیل در تقسیم می باشد . در اکثر موارد سیگنال های منظم که توسط محیط نرمال سلول ایجاد می شوند همگی وجود ندارند . همه سلول ها به این حالت جدید حیات به درستی پاسخ نمی دهند . بعضی ها می میرند و فقط آنهایی باقی می مانند که با محیط تطبیق یافته اند و دستخوش رشد نا محدود می شوند . پس از دوره های تقسیم زیاد در آزمایشگاه ، سلول های زنده مانده به سلول هایی تبدیل می شوند که قادر به پاسخ به سیگنال های بدن نمی باشند ، آنها حتی ممکن است دچار تغییرات دائمی در DNA خود گردند . برگرداندن این سلول ها به بدن مخاطره آمیز است زیرا آنها علی رغم تمایز به رشد خود ادامه می دهند و ممکن است تومور ایجاد کنند . شبیه سازی محیط نرمال بدن در آزمایشگاه یکی از چالش هایی است که در تحقیقات سلول های بنیادی مورد توجه است .سلول های بنیادی برای پیوند به بدن یا اینکه ابتدا در آزمایشگاه به بافت یا سلول مورد نظر تبدیل می شوند و بعد به بدن پیوند می شوند و یا اینکه سلول ها در حالت بنیادی به محل آسیب دیده بدن تزریق می شوند و این سلول ها به طور خود به خود به بافت محل تزریق تبدیل می شوند و جایگزین سلول های آسیب دیده و مرده می گردند .دستکاري ژنتيکي سلول هاي ES 1- gene targeting: هدف قرار دادن زن توسط نوترکيبي همولوگ در سلول هايES مطالعه بسياري از سيستم هاي بيولوزيک را منقلب کرده است. از آنجا که سلول هاي ES مي توانند به تمام بافت ها و از جمله سلول هاي زايا تبديل شوند بنابراين تغيير دادن ژنوم سلول هاي ES مي تواند توسط توليد مثل کايمرهاي حاصل از ترکيب سلول بنيادي تغيير يافته و و سلول هاي نوع وحشي براي ايجاد حيواناتي با جهش مورد نظر در تمام سلول هاي خود ، انتقال يابد. در اين روش موش هايي با انواع تغييرات مثل موتاسيون هاي نول و نقطه اي ، بازآرايي هاي کروموزومي و حذف هاي بزرگ توليد شده اند. علاوه بر اين مي توان ژنهاي گزارشگر تحت کنترل پروموتر هاي خاص را هدف قرار داده و بيان ژنها را از اين طريق بررسي کرد . براي هدف قرار دادن بخشي از زنوم توسط نوترکيبي همولوگ يک targeting vector با دو بازو تهيه مي شود که يکي از بازو ها با منطقه `5 و ديگري با منطقه `3 لوکوسي که بايد تغيير کند همولوگ مي باشند. ژنهاي معمول تحمل دارو يا يک ژن رسپتور بين اين دو بازوي همولوژي قرار مي گيرد تا بتوان سلول هاي transfect شده را متمايز کرده و کلون هارا آناليز کرد . بعضي از روش هايي که در انها از targetingزنها استفاده شده است در زير بيان مي شوند.عملکرد ژن : بهترين استفاده gene targeting در سلول هاي ES مطالعه عملکرد زنها توسط ايجاد موش هاي داراي نقص در ژن مورد نظر- موشهاي knock out- مي باشد. براي ايجاد يک ژن ناک اوت شده تمام يا بخشي از منطقه ژن با يک ژن گزارشگر جايگزين مي شود اگر ژن گزارشگر تحت کنترل ژن موردنظر قرار بگيرد اين ژن knock in ناميده مي شود و اطلاعات بيشتري در مورد عملکرد زن توسط توانايي مطالعه بيان ژن و رد يابي سلول هاي هدف قرار گرفته بدست آورد. در سال هاي اخير تکنيک ناک اوت ژن ها آنقدر پيشرفت کرده که مي توان حيوانات ناک اوت شده شرطي و خاص بافتي ايجاد کرد . اين روش به خصوص هنگامي مفيد است که ناک اوت يک ژن معمول باعث مرگ زود هنگام يا فنوتيپ غير طبيعي شده و باعث مي شود تا نتوان عملکرد ژن را در يک بافت خاص دنبال کرد. ناک اوت هاي خاص بافتي و پيکري امکان استفاده از سيستم هاي نوترکيبي جايگاه خاص- اغلب سيستم cre/loxp – را فراهم کرده است. جايگاههاي Lox P توسط نوترکيبي همولوگ در دو طرف بخش کد کننده از زن انتخاب شده قرار مي گيرند. در اين شرايط ژن هنوز فعال است تا زماني که Lox P با هيچ عنصر تنظيمي تداخل پيدا نکرده است . موش ها از چنين سلول هاي ES تهيه مي شوند و مي توانند با موشهايي که در انها ريکامبيناز cre بيان مي شود کراس يابند. پس از بيان cre نوترکيبي بين دو جايگاه Lox P انجام مي شود و باعث مي شود که بخش کد کننده حذف شده و عملکرد ژن از درست برود . در مورد نام اوت هاي خاص بافتي cre تحت کنترل يک پروموتر خاص بافتي قرار مي گيرد و بنابر اين ژن هدف قرار کرفه شده فقط در بافت مورد نظر ناک اوت مي شود. براي ايجاد يک ناک اوت پيکري ، از cre تغيير يافته اي استفاده مي شود که در يک حالت قابل القاء فعال مي شود. مثلا cre با TBD فيوز مي شود و در اين صورت ،cre فقط در حضور tamoxifen فعال مي شود. با هدف قرار دادن يک cre قابل القا تحت کنترل يک پروموتر خاص بافتي مي توان ناک اوت بافتي و بدني ايجاد کرد . ناک اوت هاي قابل باز فعال شدن را نيز مي توان ايجاد کرد که در انها يک توالي خاتمه دهنده که در کنار جايگاه LoxP قرار گرفته در بالادست منطقه کد کننده زن قرار مي گيرد و مامع بيان ژن مي گردد. تحت شرايط نوترکيبي به واسطه cre توالی خاتمه خارج شده و بيان ژن دوباره فعال مي گردد. مدل سازي بيماري ها: توانايي ايجاد جهش هاي جايگاه خاص و ناک اوت کامل ژنها توسط gene targeting منجر به توليد موشهاي مدل براي انواع بيماري ها از جمله بيماريهاي عصبي و متابوليک و خوني شده است. يک مثال مربوط به آلزايمر مي باشد که حداقل بر اثر جهش در 4 ژن ايجاد مي شود . افزايش دز ژن و جهش در پروتئين پيش ساز بتا آميلوئيد (APP) با آلزايمر در ارتباط بوده جهش در زن آپوليپوپروتئين E نيز با ريسک افزايش يافته و کاهش سن شروع بيماري در ارتباط است. امروزه توسط gene targeting در سلول هايES مدل هاي موشي ايجاد شده اند که حاوي يک جهش نقطه اي در ژن APP و يا ژن ApoE ناک اوت شده مي باشند. به کمک BAC و يستم هاي نوترکيبي جايگاه خاص مثل cre/Lox P مدل هايي براي جابه جايي هاي کروموزومي براي سرطانهاي خاص ايجاد کرده اند. رد يابي دودمانها :همانطور که ذکر شد يک استفاده تکنولوزيgene targetiung قرار دادن يک ژن گزارشگر تحت کنترل يک پروموتر اندوژن براي مطالعه الگوي بيان ان ژن مي باشد(knock in) . به کمک اين تکنيک امکان رد يابي دودمانها يا انجام fate mapping توسط دستکاري ژنتيکي را فراهم آورده است . در اين سيستم يک ريکامبيناز جايگاه خاص مثل cre تحت کنترل پروموتر خاصي در دودمان يا cell type خاصي قرار مي گيرد. موشهاي تهيه شده توسط اين سلول هاي ES مي توانند با موش هاي داراي يک ژن گزارشگر همراه با يک توالي خاتمه کراس داده شوند. بيان cre در سلول هاي خاص دودمان که بر اثر نوترکيبي بين جايگاههاي LoxP ، برداشت توالي خاتمه و بيان ژن گزارشگر مي باشد ، انجام مي گيرد . بنابر اين تمام اولاد سلول هاي اوليه بيان کننده cre با ژن گزارشگر نشاندار مي شوند . بدين ترتيب مي توان سرنوشت اخلاف سلول هاي مختلف را طي تکوين دنبال نمودسلول های جنین های کلون شده موقعیت جدیدی برای مطالعه بیماری هایی که ژن آنها شناخته نشده است ایجاد می کند . بیماری motor neuron disease(بیماری نورون های
مواد روان گردان ( یا به اصطلاح رایج شده ، شادی آور) تاثیر مستقیم بر روی سلولهای مغز دارند. بدین صورت که باعث افزایش حجم سلولهای مغزی میشوند. سلولهای مغزی که هر کدام فایلی از اطلاعات گوناگون هستند، در اثر افزاش حجم به هم نزدیک و نزدیکتر شده و باهم تماس پیدا میکنند. در نتیجه این رویداد ، اطلاعات هرکدام از این سلولها با اطلاعات سلولهای دیگر ادغام شده و موجب بروز مشکل ادراکی برای شخص مصرف کننده میگردد. تاثیرات روانی از نظر روانی مصرف اکستازی در بسیاری از افراد اعتماد به نفس را افزایش داده و شخص راحت تر با دیگران ارتباط برقرار می کند، به طوریکه معاشرتی شدن، بی پروایی در رفتار و گفتار، احساس محبوب بودن و مورد توجه قرار گرفتن، احساس قدرت و نیروی فوق العاده داشتن ، بروز رفتارهای هیجانی و تشدید امیال جنسی از آثار مصرف اکستازی گزارش شده است. بزرگترین مشکل مصرف کنندگان اکستازی پایان سرخوشی اولیه است. زیرا با از بین رفتن تاثیر دارو و نشئگی حاصل از سوء مصرف یا به اصطلاح "اکستازی فیلم"، افسردگی شدید و عمیق بروز می کند. افسردگی همراه با عوارض دیگر مانند بی قراری، اضطراب، خستگی و کوفتگی عضلات، همچنین بی انگیزگی و بی تفاوتی شدید در زندگی روز مره فرد را تحت تاثیر قرار می دهد. در کنار این موارد میل مفرط و شدید به مصرف مجدد مواد نیز در فرد به وجود می آید که می تواند اولین قدم و همچنین قدم تعیین کننده در راه وابستگی روانی به مواد مخدر باشدتولد اکستازی
اولین بار این مواد در سال 1914 توسط کشور آلمان ساختهشد و به عنوان کم کردن اشتها در جنگ جهانی دوم بر روی سربازان مورد امتحان قرار گرفت. در سال 1985 در کشور هلند به عنوان ضد افسردگی استفاده گردید. همچنین مادهای دیگر به عنوان توانزا به آن افزوده شده و با نام ایکسستیو وارد خاورمیانه و ایران گردید بعد به دلیل اینکه بازار خوبی پیدا نکرد، روان گردان نامگذاری شد ولی باز هم در بین جوانان بازاری پیدا نکرد در نتیجه برای اینکه جوانان هم به این سمت و سیاق کشیده شوند ، نام شادی آور یا شادی بخش بدان نهادند. اشکال مواد شادی آور
قرص و کپسول ، آنهایی که از خارج از کشور وارد میشوند دارای شکل و رنگ هستند، اما آنهایی که در ایران ساخته میشوند فاقد رنگ و شکل خاص هستند و اگر انگشت بر روی قرصها بکشیم و رنگ آنها برود آن موقع میفهمیم که آنها قرص اکستازی هستند. به صورت مایع ، به صورت پودری ، به صورت آدامس ، به صورت خوراکی موجود میباشد. مقایسه مواد مخدر و قرصهای اکستازی
تأثیرات اکستاسی بر سلامتی (عوارض مصرف مواد جنون آور )
تحقیقات انجام شده با استفاده از تصویربرداری مغز از انسان نشان دادهاست که MDMA در مغز به سلولهای عصبی که با واسطه شیمیایی سروتونین عمل میکنند آسیب میرساند. واسطه شیمیایی سروتونین نقش مهمی در تنظیم خلق ، پرخاشگری ، فعالیت جنسی ، خواب و حساسیت به درد ایجاد میکند.
بسیاری از استفاده کنندگان از MDMA با عوارضی مشابه عوارض کوکائین و امفتامین به قرار ذیل روبرو خواهند شد :
• مشکلات روانشناختی مانند تیرگی شعور ، افسردگی ، مشکلات خواب ، اضطراب شدید و بدگمانی در طی مصرف و گاهی اوقات هفتهها بعد از استفاده از MDMA.
• علائم جسمانی مانند سفتی عضلانی ، سایش غیرارادی دندانها ، تهوع ، تاری دید ، حرکت سریع چشمها ، سنکوپ و احساس لرز و تعریق
• افزایش ضربان قلب و فشار خون خطری ویژه برای افرادی با بیماریهای قلبی عروقی.
• مشاهده شده است افرادی که پس از مصرف MDMA دچار ضایعات پوستی شبه آکنه (جوش) میشوند در معرض عوارض جانبی شدیدی مانند تخریب بافت کبد در صورت تداوم مصرف خواهند بود.
تحقیقات اخیر نشان داده اند که استفاده از MDMA به موجب تخریب دائمی بخشهایی از مغز که مرتبط با تفکر و حافظه میباشند خواهد شد. MDMA دارای ساختار و اثراتی مشابه متامفتامین میباشد که نشان داده شده موجب تخریب نورونهای حاوی دوپامین میشود تخریب اینگونه سلولها موجب مشکلات حرکتی مشابه پارکینسون خواهد شد.
قرصهای اکستازی دارای ناخالصیهای فراوان و مواد خطرناک همچون ترکیبات آمفتامین ، LSD ، فنیل پروپانول آمین و ... است ، این ناخالصیها باعث توهم زایی در مصرف کنندگان میشود. مصرف این قرصها سبب ایجاد بیماریهای قلبی، کلیوی و ریوی شده و قطع یکباره آن پس از استفاده طولانی مدت عوارضی همچون افسردگی شدید، ضعف حافظه و علائم شبیه سرماخوردگی را به همراه میآورد. این دارو معادل مواد اعتیاد آور کوکائین، هروئین و مورفین است.
همچنین، قرصهای اکستازی سبب افزایش انرژی شده و مصرف هر نوبت آنها میتواند باعث مصرف ذخیره سروتونین مغز شود، بنابراین به دلیل اینکه جهت ذخیره مجدد این هورمون حدود 15 روز به طول میانجامد افراد در این مدت دچار افسردگی حاد میشوند. شرایط بدنی هر شخصی متفاوت با دیگری است . در نتیجه عوارضی که در بدن اشخاص مختلف در اثر صرف این مواد ایجاد میگردد ، متفاوت از عوارض شخص دیگر است.چرا بعد از مصرف قرصهای شادیآور احساس توهم و از خودبیخود شدن بروز میکند؟
به عنوان مثال، سلولی که حاوی اطلاعات راجع به یک لیوان آب است با سلولی که حاوی اطلاعات راجع به دریاست مخلوط شده ، در نتیجه شخص یک لیوان آب را ، دریا تصور کرده و میخواهد شیرجه رفته و در آن شنا کند. یا یک آدم چاق را سیبی تصور کرده میخواهد با چاقویی آن را قارچ قارچ کرده و بخورد.
شما اکنون در صفحه ی ۳) صفحه ی مطالب علمی هستید صفحات دیگر ۳)صفحه ی مطالب علمی ![]()



